السيد حامد النقوي

257

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

از اين روايت ظاهر است كه جناب رسالت‌مآب صلى اللَّه عليه و آله مولائيت جناب أمير المؤمنين عليه السّلام را مقيد فرموده بلفظ ( بعدي ) ، پس اگر مراد از ( مولى ) محب يا محبوب مىبود ، و غرض از آن اثبات وجوب موالات و محبت ، حسب افادهء ابن تيميه ، احتياج بلفظ ( بعدي ) مىافتاد ، چنانچه در « منهاج السنة » گفته : [ فقول القائل : « علي ولي كل مؤمن بعدي » كلام يمتنع نسبته الى رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و سلم ، فانه ان أراد الموالاة ، لم يحتج أن يقول : « بعدي » ، و ان أراد الامارة كان ينبغي أن يقال : « وال علي كل مؤمن [ 1 ] » ] . از اين عبارت ظاهر است كه اگر مراد از ( ولي ) اثبات موالاة باشد ، احتياج در آن بلفظ ( بعدي ) نيست ، و غرض ابن تيميه آن است كه لفظ ( بعدي ) بر اين تقدير لغو و زائد محض خواهد بود ، كه شأن نبوت از تكلم به آن مرتفع است ، و اگر اين معنى مراد ابن تيميه نباشد ، امتناع نسبت « علي ولي كل مؤمن بعدي » بجناب رسالت‌مآب صلى اللَّه عليه و آله ثابت نخواهد شد . پس واضح شد كه ذكر لفظ ( بعدي ) در صورت ارادهء موالاة از لفظ ( ولي ) ممتنع است ، و ولي و مولى بمعنى واحد است ، پس ثابت شد حتما و قطعا كه مراد از ( مولى ) در روايت عبد الرزاق اثبات موالات نيست ، و الا لفظ ( بعدي ) لغو و زائد باشد ، نسبت آن بجناب رسالت‌مآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم ممتنع گردد . پس بالبداهة ثابت شد كه مراد از ( مولى ) اثبات امارت و ولايت تصرف است ، كه در اين صورت لفظ ( بعدي ) صحيح مىشود .

--> [ 1 ] منهاج السنة ج 4 / 104 .